
سلام دوستان. یه مدت نبودم و برای این «نبودن» میتونم کلی دلیل ردیف کنم ولی مهمترینش اینه که در طول این مدت به شدت گرفتار «تغییر وضعیت» شدم. خوب میدونم دیگه از اینترنت تمام وقت خونه خبری نیست و باید یه جورایی با شرایط جدیدم کنار بیام. امیدوارم به زودی همه چیز رو به راه بشه و من هم از شرمندگی دوستان در بیام.
فارغ از کلیشهها، از همهء اونایی که بودنم برایشان مهم بود و نبودنم را پیگیری میکردند معذرت میخوام و ممنونم.
یکشنبه به سراغم بیا
یادداشتی دربارهء فیلم «یکشنبهء غمانگیز» اثر رولف شوبل

یکشنبهءغمانگیز(gloomy Sunday) اثر رولف شوبل، فیلمی است برگرفته از یک ماجرای واقعی؛ماجرای آهنگی به همین نام که در سالهای 1933 تا 1940، خودکشی افراد زیادی را در اروپا سبب شد.
آهنگ یکشنبهء غمانگیز را رزسو سرس(rezso seress) پیانیست و آهنگساز مجارستانی در غروب بکی از یکشنبههای سال 1933 روی شعری به همین نام، برای معشوقهاش نوشت. معشوقهای که به تازگی سرس را ترک گفته بود و اتفاقاً شعری که قرار بود سرس برای آن آهنگ بسازد، حکایت مردی بود که معشوقهاش او را ترک گفته است و او پس از خودکشی، درتابوت هم چشمانتظار دیدار یار است:
یکشنبه به سراغم بیا / از چشمان باز من در تابوت نترس/ چشمانم برای دیدن دوبارهات باز است/ ...
به نام فوتبال… به احترام آزادی
راستش را بخواهید قصد نداشتم دربارهء برنامهء «نود» و حواشی آن چیزی بنویسم. شاید به این دلیل كه تصمیم گرفته بودم مدتی در عوض اعتراض و داد و بیداد كمی هم از علایق به حاشیه رفتهام ـ ادبیات و سینما ـ بگویم؛ ولی برنامهء این هفتهء «نود» و اتفاقات معدود اما با اهمیتش باز هم دست به قلمم كرد تا مطلبی بنویسم دربارهء جدال نابرابر سیاست با آزادی بیان. دربارهء برنامهای كه همهء دغدغههایش قابل احترام است.